
فاطمه عليها السلام از نگاه امام مهدى (عج)
حضرت بقيةالله (عج) فرمودند: «دختر رسول خدا فاطمه عليها السلام براى من سرمشق و الگوى نيكويى است.» (20) امام مهدى عليه السلام كه با ظهور خويش عالم را متحول مى سازد، حضرت فاطمه عليها السلام را الگوى عملى و حكومتى خويش مى شمرد و اين، حكايت از مقام عظماى بانوي عالم، حضرت زهرا عليها السلام دارد.
آنچه مطرح شد، قطرهاى از درياى وجود فاطمه عليها السلام بود. (21) به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت خود قرار دهد.
پىنوشتها:
1- آيه 3 و 4 سوره نجم و ما ينطق عن الهوى ان هو الاوحى يوحى.
2- نظير همين روايت را علماى ديگر اهل سنت روايت كردهاند رجوع كنيد به صحيح ترمذى ج 2 ص 319- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 149- كنز العمال ج 6 ص 216- اسد الغبه ج 5 ص 523 ذخائر العقبى ص 25- تاريخ بغداد ج 7 ص 136- مسند الامام احمد بن حنبل ج 4 ص 442
3- مسند امام احمد بن حنبل ج 5 ص 391- صحيح ترمذى ج 2 ص 306- مستدرك حاكم ج 3 ص 151- كنز العمال ج 6 ص 217 فضائل الصحابه نسائى ص 76.
4- ميزان الاعتدال ذهبى ج 2 ص 131- خصائص الكبرى ج 2 ص 225- كنز العمال ج 6 ص 219.
5- ذخائر العقبى ص 44.
6- صحيح بخارى ج 5 ص 36- فيض القدير ج 4 ص 421- كنز العمال ج 6 ص 220- فضائل الصحابه ص 78
7- مسند الامام احمد بن حنبل ج 4 ص 5- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 159- صحيح ترمذى ج 2 ص 319.
8- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 153- مناقب ابن مغازلى ص 351- ميزان الاعتدل ج 2 ص 72- ذخائر العقبى ص 39- اسد الغابه ج 5 ص 535.
9- احزاب آيه 57 ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا والاخرة و اعد لهم عذابا مهينا.
10- انبياء آيه 103 لا يحزنهم الفزع الاكبر.
11- انبياء آيه 102. و هم فى ما اشتهت انفسهم خلدون.
12- تفسير فرات ابن ابراهيم ص 168.
13- طبق روايت هيثمى در مجمع الزوايد ج 9 ص 202.
14- همان مآخد - عيون اخبار الرضا ج 2 ص 232- تاريخ بغداد ج 3 ص 5.
15- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 153- ميزان الاعتدال ج 2 ج 82- اسد الغابه ج 5 ص 523 مناقب ابن مغازلى ص 355.
16- فاطمةالزهرا من المهد الىاللحد، ص 609 و 610; روضةالواعظين، ص 151
17- نهج البلاغه، نامه 28.
18- ديوان امام علىابنابىطالب (ع)، محمدعبدالرحمن عوض، ص 65
19- بحارالانوار، ج 43، ص 81 و 82، حديث 3.
20- همان، ج 45، ص 9.
21- همان، ج 43، ص 123، حديث 31.
22- عوالم العلوم، 11/2/1780 و 1779.
23- بحارالانوار، ج 43، ص 64.
24- همان، ص 105.
25- مدينةالمعاجز به نقل: فاطمةالزهرا بهجةالقلب المصطفى، ص 86
26- بحارالانوار، ج 43، ص 65، حديث 580.
27- مرآةالعقول، ج 5، ص 315.
28- سفينةالبحار، ج 4، ص 295.
29- مسندالرضا، ج 1، ص 119، حديث 81.
30- همان، ج 1، ص 141، حديث 177.
31- اصول كافى، ج 4، ص 314، حديث 2.
32- بحارالانوار، ج 50، ص 59.
33- لسان الميزان، ج 3، ص 346.
34- بحارالانوار، ج 53، ص 180.
35- اهم منابع از كتب روايى و مذهبى بوده است. بويژه اصول كافى و بحارالانوار و مجلات پيام زن و آينه عصمت.
برگرفته از نشریه الکترونیکی بیتاب

فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن عسگرى عليه السلام
امام حسن عسگرى عليه السلام از امام على عليه السلام، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه: «آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت به خود مباهات مى كردند. آدم به حوا گفت: خداوند هيچ مخلوقى بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بندهام را به فردوس برين ببر! زمانى كه وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانويى افتاد كه جامهاى زيبا از جامههاى بهشتى در برداشت و تاجى نورانى بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهرهاش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايى چهره اش بهشت نورانى گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله پيامبرى از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجى كه برسردارد، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش على بن ابيطالب عليه السلام است. گفت: اين دو گوشواره كه بر دو گوش او است چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مى باشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شدهاند؟ گفت: بلى، اينان در علم مكنون خداوند چهارهزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوى، وجود داشتند.» (19)

فاطمه عليها السلام از نگاه امام هادى عليه السلام
آن حضرت در مورد علت نامگذارى حضرت صديقه طاهره عليها السلام به «فاطمه» ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند: «دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى دارد.» (18)

فاطمه عليها السلام از نگاه امام جواد عليه السلام
امام جواد عليه السلام خطاب به موسى بن قاسم كه گفت: در حج از طرف مادرت نيز زيارت كردم و گاهى هم نكردم; فرمودند: «آن را زياد كن، زيرا كه برترين چيزى است كه بدان عمل مىكنى.» (16) زكريا بن آدم نقل مىكند: «در محضر امام رضا عليه السلام بودم كه امام جواد عليه السلام در حالى كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتى نشست دستش را روى زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتى طولانى به فكر فرو رفت. امام رضا عليه السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه اى؟ پاسخ داد: به جهتستمهايى كه نسبت به مادرم فاطمه عليها السلام انجام دادند.» (17)

فاطمه عليها السلام از نگاه امام رضا عليه السلام
امام رضا عليه السلام از اجداد گراميش نقل مى كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمودند: سه فضيلت به تو داده شد كه به من داده نشده است. على عليه السلام عرض كرد: چه چيزهايى به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زنى چون من دارى كه من چنين پدرى ندارم، همسرى چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است، حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است.» (14) امام رضا عليه السلام از پدران بزرگوار خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه پس از ازدواج على و فاطمه عليهما السلام خداوند عزوجل فرمودند: «اگر على عليه السلام را نمى آفريدم براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمين يافت نمىشد.» (15)

فاطمه عليها السلام از نگاه امام موسى كاظم عليه السلام
امام كاظم عليه السلام مى فرمايد: «همانا فاطمه، صديقه و شهيده است.» (12) سليمان جعفر مىگويد: از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه فرمودند: «در خانهاى كه اسم محمد يا على، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستى وارد نخواهد شد.» (13

فاطمه عليها السلام از نگاه امام جعفر صادق عليه السلام
مرحوم مجلسى در ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند: «فاطمه، صديقه كبرى است. محور حركت انسانهاى گذشته، معرفت و شناخت حضرت فاطمه بوده است.» (9) سيد هاشم بحرانى روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه: «نبوت هيچ پيامبرى تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده، محبت او را دارا باشد.» (10) امام صادق عليه السلام در ذيل آيه شريفه «انا انزلناه فى ليلة القدر» ; مى فرمايد: منظور از «ليلة» فاطمه و منظور از «قدر» خداوند است. هركس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است، بشناسد، «ليلةالقدر» را درك كرده است.» (11)

فاطمه عليها السلام از نگاه امام محمدباقر عليه السلام
امام باقر عليه السلام به جابر روايت كردند كه: «... چون قيامت شود، جبرئيل ندا مى دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، ام كلثوم خوهر موسى كجايند؟ آنان از جاى بر مىخيزند... اى اهل محشر! امروز من كرامت را براى محمد و على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشمها را فرو ببنديد، چون فاطمه مىخواهد به بهشت برود. سپس جبرئيل ناقهاى بهشتى مى آورد و آن حضرت را به بهشت مى برد و ليكن ايشان وقتى نزديك بهشت مى رسد درنگ مى كند. خداوند مى فرمايد: درنگ شما براي چيست؟
فاطمه مى گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى مقامم شناخته شود. خداوند مى فرمايد: اى دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هركس را كه دوستى تو يا دوستى يكى از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن.» در ادامه امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرندهاى كه دانه خوب را از دانه بد جدا مىكند، از بين جمعيت جدا مىكند.» (8)

فاطمه عليها السلام از نگاه امام سجاد عليه السلام
امام سجاد عليه السلام مى فرمايد: «وقتى كه قيامت فرا رسد، منادى ندا مى دهد: در اين روز، ترس و اندوهى به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومى سر بالا مىبرند. فاطمه عليها السلام وارد محشر مىشود و گفته مىشود كسانى كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمانند به جز مسلمانانى كه دوستدار اهلبيت هستند، همگى سرها را بزير اندازند. آن گاه اعلام مىشود: اين است فاطمه دخت محمد صلى الله عليه و آله. او و همراهانش به سوى بهشت مىروند. خداوند فرشته اى را خدمت وى مى فرستد و مى گويد: حاجتت را از من بخواه فاطمه عرضه مى دارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كسانى را كه فرزندان مرا يارى كردند، مورد عفو قرار دهى.» (7)

فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسين عليه السلام
در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن امام حسين عليه السلام را احاطه كرد، ضمن خطبه مفصلى فرمودند: «مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كردهاند و من هرگز تن به پستى نمىدهم. خدا و رسول مرا از چنين كارى باز مى دارند. همچنين نياكان پاك و دامن هاى مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشى را به من نمىدهند.»(5) در يك كلام، امام حسين عليه السلام دليل پايمردى و مقاومت خويش را تربيت الهى فاطمه عليها السلام مىداند. امام حسين عليه السلام نقل مىكند: «آن زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه ام سلمه بود، صرصائيل (يكى از فرشتگان الهى) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسى را براى چه كسى؟ گفت: دخترت فاطمه عليها السلام را براى علي ابنابيطالب(ع). سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد على درآورد.» (6) دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى دارد.

فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن مجتبى عليه السلام
امام حسن عليه السلام در موارد بسيارى از مادرشان سخن گفتهاند. من جمله: «شبى ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براى يكايك مردان و زنان دعا مىكرد و آنان را نام مى برد ولى براى خود چيزى نخواست. عرض كردم مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مىكنى، براى خود دعا نمىكنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه.» (4)

فاطمه عليها السلام از نگاه امام اميرالمؤمنين عليه السلام
در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه عليها السلام وصاياى خويش را به همسرشان مىنمودند كه «اى پسرعمو! تو هرگز مرا در دوران زندگى دروغگو و خائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.» على عليه السلام كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است، مىفرمايد: «پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامىتر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت بر من گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا صلى الله عليه و آله را برمن تازه كردى. انا لله و انا اليه راجعون از اين مصيبت بزرگ و دردناك و تأثرآور و حزنانگيز!» (1) دقت در كلام على عليه السلام در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليها السلام مىرساند. در نگاه امام على عليه السلام فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على عليه السلام در پاسخ به ادعاهاى بى اساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامه اى مى نويسد: «... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و «صبية النار» از شماست، كودكانى كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و «حمالةالحطب» آنكه هيزم كشد براى دوزخيان از شماست. اين فضيلت ها از ماست و آن فضيلت ها از شماست...» (2) در شعرى كه به ايشان منسوب است، مىفرمايد: «من به فاطمه و فرزندانش مباهات مىكنم! آن گاه به رسول خدا صلى الله عليه و آله افتخار مىكنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسرى من درآورد.» (3) شخصيت والايى چون حضرت على عليه السلام به همسرى بانوى جهان افتخار مىكند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگى اش بر رهبرى اسلام مىداند.

فاطمه عليهما السلام در نگاه پيامبر ( صلى الله عليه و آله)
در وجود فاطمه زهرا ( عليها السلام) فضائل بيشمارى جمع است كه برخى از فضائل او را خداوند در قرآن بر شمرده و پيرامون آن آياتى را نازل فرموده است، آن گونه كه در صفحات پيشين مطالعه نموديد ، تنها شيعيان فاطمه ( عليها السلام) نيستند كه به نزول اين آيات در فضيلت مطالعه و شأن وى اعتقاد دارند بلكه برادران اهل سنت و علماى آنان نيز در بسيارى موارد بر همين اعتقادند و اجماع شيعه و سنى در بسيارى موارد جاى هيچگونه ترديدى را در صحت نزول آيات ذكر شده در شأن فاطمه عليها السلام باقى نمىگذارد. برخى ديگر از فضائل فاطمه زهرا (عليها السلام) بر زبان پيامبر (صلى الله عليه و آله) جارى شده و از طريق سنى و شيعه روايات آن به ما رسيده است. البته رسول خدا (ص) بدان دليل كه فاطمه (س) دختر اوست دربارهاش چنين فضائلى را نمىگويد زيرا اگر چنين بود بايستى در مورد دختران ديگرش زينب، امكلثوم، رقيه يا حتى پسرانش ابوالقاسم، عبدالله، و ابراهيم نظير همين مطالب را فرموده باشد در صورتى كه چنين نيست، تنها شايستگى و مقام والا و بى همتاى فاطمه (س) نزد خداوند است كه پيامبر (ص) را گاه گاه به بيان گوشهاى از مقام ارجمندش وادار مىكند. و آن هم نه از سوى خويش كه از سوى خداى خويش زيرا زبان پيامبر (ص) زبان وحى است و به تعبير قرآن: «او هرگز از سر هواى نفس سخن نمىگويد، سخن او هيچ غير وحى خدا نيست» (از اين رو آنچه را هم پيامبر (ص) درباره فاطمه (س) فرموده است چون ديگر سخنانش از سرچشمه وحى تراوش نموده است. اينكه به عنوان تبرك به ذكر چند حديث معتبر كه مورد اتفاق شيعه و سنى است از منابع اهل سنت بسنده مىكنيم1- احمد بن حنبل متوفاى 241 ه.ق - پيشواى مذهب حنبلى به اسناد خود چنين روايت مىكند: نظر النبى صلي الله عليه و آله و سلم الى علي و الحسن و الحسين و فاطمة فقال: «انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم» يعنى پيامبر (ص) به على، حسن، حسين و فاطمه (كه درود خدا بر آنان باد) نگريست و فرمود: «من با هر كسى كه با شما در جنگ باشد در جنگم، و هر كسى كه با شما از در صلح و آشتى درآيد، من نيز با او در صلح و صفا خواهم بود» (2)
2- احمد بن حنبل ترمذى و عدهاى ديگر از علماى اهل سنت از حذيفه نقل كردهاند كه: پيامبر به او فرمود: نديدى آن كسى را كه كمى قبل پيشم آمد؟ او فرشتهاى بود كه تاكنون بر زمين فرود نيامده بود. از خداوند خواست تا بر من سلام كند و بشارتم دهدكه (ان فاطمة سيدة نساء اهل الجنة و ان الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة) فاطمه سرور زنان بهشت است و حسن و حسين سرور جوانان بهشتند. (3)
3- ذهبى روايت كرده كه رسول خدا (ص) فرمود: «اول شخص يدخل الجنة فاطمة بنت محمد (ص)» «اول كسى كه وارد بهشت مىشود دختر محمد (ص) است». (4)
4- محب الدين طبرى به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت مىكند كه فرمود: «اربع نسوة سيدات عالمهن، مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم و خديجة بن خويلد و فاطمه بنت محمد (صلى الله عليه و آله) و افضلهن عالما فاطمه (سلام الله عليها) «چهار زن سرور بانوان جهانند مريم دختر عمران (مادر عيسى) و آسيه دختر مزاحم (همسر نيكوكار فرعون) و خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد (ص) با فضيلت ترين بانوان جهان است» (5)
5- بخارى محدث معروف اهل سنت متوفاى - 256 ه.ق به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت مىكند كه فرمود: «فاطمه بضعة منى فمن اغضبها اغضبى» «فاطمه پاره تن من است هر كس او را به خشم آرد مرا به خشم آورده است» (6)
6- احمد بن حنبل به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت مىكند كه فرمود: «انما فاطمة بضعة منى يوذينى ما اذاها و ينصبنى ما انصبها» «فاطمه پاره تن من است آنچه او را بيازارد مرا آزرده است و آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مىكند». (7)
7- حاكم نيشابورى و جمعى ديگر از علماى اهل سنت با اسناد خود روايت بسيار مهم و عجيبى را از رسول (صلى الله عليه و آله) نقل مىكنند كه فرمود: «يا فاطمة ان الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك«اى فاطمه بدرستى كه خداوند با غضب تو غضب مىكند و با رضاى تو راضى مىگردد» . (8) از اين احاديث چنين استفاده مىشود كه آزردن فاطمه (س) آزردن پيامبر (ص) است خشمناك كردن وى خشمگين كردن پيامبر (ص) است و به زحمت انداختن او به زحمت انداختن رسول خداست چه او پاره تن پيامبر (ص) است و آزردن رسول خدا (ص) نيز بسان آزردن خداست و از اين رو با غضب او ،خدا غضبناك مىشود و با رضايت او راضى مىگردد. و پناه بر خدا از اينكه فاطمه (س) و پيامبر (ص) آزرده شوند. زيرا خداوند در قرآن مىفرمايد: «آنان كه خدا و رسول را آزار و اذيت مىكنند خدا آنها را در دنيا و آخرت لعن كرده (از رحمت خود دور نمود) و بر آنان عذابى با ذلت و خوارى فراهم ساخته است». (9)
8- فرات بن ابراهيم در تفسيرش از رسول خدا (ص) روايت مىكند كه حضرت فرمود: «تدخل فاطمة ابنتى الجنة و ذريتها و شيعتها، و ذاك قوله تعالى: (لا يحزنهم الفزع الاكبر) (10) (و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون) (11) هى و الله فاطمة و ذريتها و شيعتها»
«دخترم فاطمه (س) با فرزندان و شيعيانش وارد بهشت مىشوند، و در اين مورد است كه خداى تعالى مىفرمايد: هرگز هول و هراس روز قيامت آنها را غمگين نمىسازد و بدانچه مشتاق و مايل آنند در بهشت تا ابد از نعمتها بهرهمندند. به خدا سوگند او فاطمه (س) و ذريه و شيعيانش هستند» (12)
آرى ذريه فاطمه زهرا يعنى حسن و حسين و ائمه اطهار (13) (كه درود خدا بر آنان باد) و شيعيان پاكى كه رهرو صادق راه فاطمه (س) و فرزندان اويند در چنين مقامى بلند قرار دارند، نه هر كسى كه از نسل فاطمه (س) باشد ولى منش و كردارش مخالفت با فاطمه (س) است، و نه هر كس كه خود را شيعه پندارد و در عمل رهرو راه اين خاندان نباشد كه اين معنى را روايات ديگر تصريح كرده است. (14)
9- حاكم نيشابورى و ابن مغازلى و عدهاى ديگر از علماى اهل سنت به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت كردهاند كه فرمود: «اذا كان يوم القيمة نادى مناد من تحت الحجب يا اهل الجمع غضوا ابصاركم و نكسو روسكم فهذه فاطمة بنت محمد (صلى الله عليه و آله) تريد ان تمر على الصراط.»
«روز قيامت منادى از پس پرده ندا مىدهد كه اى اهل محشر چشمانتان را ببنديد و سرها را به زير افكنيد كه فاطمه ( عليها السلام) دختر محمد ( صلى الله عليه و آله) مىخواهد از صراط بگذرد» (15)10- خطيب بغدادى از علماى اهل سنت - متوفاى 463 ه.ق به اسناد خود از ابن عباس نقل مىكند كه رسول خدا (ص) فرمود: «ليله عرج بى الى السماء رايت على باب الجنة مكتوبا لا اله الا الله محمد رسول الله، على حبيب الله، فاطمة الحسن و الحسين صفوة الله، على باغضيهم لعنة الله» . «در شب معراجم به سوى آسمان، ديدم كه بر در بهشت اين كلمات نوشته شده بود: خدايى نيست جز خداى بىهمتا، محمد فرستاده خداست، على محبوب خداست، فاطمه، حسن و حسين برگزيدگان خدايند از رحمتخدا دور باد كساني كه كينه و دشمنى با آنان دارند.
منبع: نشریه الکترونیکی بیتاب

حضرت صديقه طاهره عليها سلام ، نام ها و القابي دارند كه برخي آسماني اند و از سوي پروردگار تعيين شده و بعضي از سوي برگزيدگان الهي. نام هاي آسماني ، نه اسم است كه در حديث ذيل آمده است.
امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: براي فاطمه(س) نزد خداي عزّّوجل ، نـُه اسم است:
" فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، زهرا"(1)
آنچه اين نام ها را براي ايشان فضيلت قرار داده اين است كه نامهاي حضرتش حاكي از صفتي والاست كه در وي وجود داشته است و چون نام هاي ديگر افراد نيست ، كه صاحب نام از معني نام خود هيچ بهره اي نبرده باشد.
ما در ذيل، نام ها، لقب ها و كنيه هاي آن حضرت را به ترتيب حروف الفبا ذكر مي نماييم.
ام الائمه(2)
(مادر امامان):
به موجب روايات نقل شده از سوي شيعه و سني، نسل پاك پيامبر به وسيله دخترش به وجود آمده و گسترش يافته است. رسول اكرم (ص) فرموده است: پروردگار عزيز و بلند مرتبه ، نسل هر پيامبر را در صلب خود آن پيامبر قرار داد ، حال آن كه نسل مرا در صلب علي قرار داد. (3)
آن حضرت چندين بار به دختر عزيزش فرمود: اي فاطمه، تو را بشارت مي دهم كه از نسل تو ، يازده فرزند معصوم، امام مردم خواهند شد و آخرين آنها مهدي عليه السلام است.
ام ابيها (4)
يعني : مادر ( و دلسوز) پدرش.
كنيه اي است كه پدر بزرگوارش حضرت رسول اكرم (ص) وي را بدان خواند . پيامبر در خردسالي مادر را از دست داد و سراسر عمر عزيزش را به سختي گذراند و تا قبل از ازدواج با حضرت خديجه و حتي پس از آن، پيوسته مورد آزار مشركان بود، يا در جنگ ها به اين سو و آن سو مي رفت و دشواري تحمل مي كرد. پس از تولد دخترعزيزش فاطمه، با اينكه وي كودكي بيش نبود همواره چون پروانه به گرد شمع، از پدر جدا نمي شد و در رفع اندوه او آنچه مي توانست مي كوشيد و از پدر دلجويي مي كرد.اگر آن بزرگوار در جنگي آسيب مي ديد فاطمه خردسالش بود كه بر زخم و رنج پدر ، مرهم مي نهاد و بر آرامش و سلامت جانش اصرار داشت. چون رسول خدا (ص) دلسوزي وي را مي ديد اشك مي ريخت و مي فرمود: او مادر پدرش است. (5)
"ام" به معني مادر و اصل و ريشه است و در حقيقت آن بانو را بايد مادر نبوت دانست.
ام ابيها بود آن خوش خصال چونكه بود بانوي كاخ جلال
ام الحسن. ام الحسين(6)
مادر حسن(ع) . مادر حسين(ع) .
امام مجتبي عليه السلام نخستين فرزند حضرت زهرا(س) است كه در پانزدهم رمضان سال سوم هجرت در مدينه به دنيا آمد.
پس از حدود يك سال ، وجود مقدس حسين(ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري به دنيا آمد.
ام المحسن(7)
مادر محسن (ع)
آن حضرت را پنج فرزند بود: حسن، حسين، زينب، ام كلثوم و محسن عليهم السلام. محسن آخرين فرزند آن بانو و اولين شهيد اهل بيت از پيامبر بود كه در ماه آخر حمل، سقط شد.
بتول
بتول يعني جدا و ممتاز از ديگران
ابن اثير درالنهايه مي نويسد: فاطمه را بتول ناميدند زيرا از زنان زمان خويش [ وزمان هاي قبل و بعد خود] از نظر فضيلت و دين وحسب ، جدا و ممتاز بود . يا آنكه از دنيا منقطع گشته و به خداي تعالي روي آورده بود. (8)
حانيه (9)
يعني آن كه با شوهر و فرزندانش بسيار مهربان است.
الحرة (10)
يعني بانوي آزاد.
حصان(11)
يعني پارسا و عفيف
حورا / حوراي انسيه
يعني انساني زميني كه از حوريان بهشتي است.
[حوريه اي شبيه آدمي] دريكي ازمعراج هاي پيامبر اكرم(ص) به آسمان، آن حضرت از ميوه ها ، خرماي تازه و سيب بهشتي تناول كرد و خداوند متعال آن غذاهاي بهشتي را در صلب پيامبر قرار داد و هنگامي كه ايشان از معراج به زمين بازگشت ، حضرت فاطمه (س) در رحم حضرت خديجه قرار گرفت. بدين سبب حضرت فاطمه (س) " حوراي انسيه" نام گرفت. (12)
راضيه (13)
يعني كسي كه به تقدير و قوانين الهي خشنود بود.
اين صفت از والاترين درجات ايمان است و آن حضرت در تمام مراحل زندگي ، به آنچه كه از سوي خداوند متعال از ترس و آزار در راه دين و ظلم واندوه و غم- برايش مقدرشده بود ، رضايت داشت و هيچ گاه از وضع خود گله نكرد.
زكيه
به معني پاك و پاكدامن يا وجود پر بركت است.
قرآن هر يك از اين معاني را در سه آيه مختلف بيان فرموده است. در جايي از پاكدامني و مقام عصمت حضرت عيسي عليه السلام چنين ياد مي كند: قال انما انا رسول ربك لاهب لك غلاماً زكيا(14). يعني جبرئيل به مريم گفت من فرستاده پروردگار توام تا از جانب او پسري پاكيزه به تو بخشم .
در آيه ديگر آمده است: فانطلقا حتي اذا لقيا غلاما فقتله قال اقتلت نفساً زكية بغير نفس. (15) يعني چون خضر آن پسر را كشت ، موسي گفت آيا جواني پاكيزه وبي گناه را بي آن كه كسي را كشته باشد، كشتي؟
درجايي ديگر مي فرمايد: قد افلح من زكيها. (16) يعني رستگار شد هر كه روان خود را پاك ساخت.
در حقيقت زكيه به بانويي گويند كه از همه ناپاكي هاي اخلاقي دور باشد و هرگز در وجودش هيچ صفت بد يافت نشود.
زهرا
يعني درخشان، نوراني و درخشنده.
ازامام صادق (ع) پرسيدند : چرا فاطمه را زهرا ناميدند ؟ فرمود: زيرا فاطمه چنان بود كه چون در محراب مي ايستاد ، نوري ازاو براي اهل آسمان درخشش مي كرد ، همان طور كه ستارگان براي اهل زمين درخشش دارند.
سماويه (17)
يعني گرانبها ، گوهري آسماني
سيدة، سيدة نساء العالمين (18)
يعني بزرگ بانوي جهانيان.
شيخ صدوق در كتاب امالي ، حديثي را ازحضرت رسول خدا(ص) چنين نقل كرده كه فرمود: ابنتي فاطمه ، سيدة نساء العالمين. يعني دخترم فاطمه ، بزرگ بانوي زنان جهان است.
رسول خدا (ص) به دخترش فرمود: اي فاطمه، به درستي كه خداوند تو را بر همه زنان جهان و زنان اسلام كه بهترين دين است ، برتري داد . (19)
رسول خدا(ص) از نزديك بودن وفات خود از طريق وحي با اطلاع شد ، دخترش فاطمه را از اين موضوع آگاه ساخت و آن بانو گريست. در اين حال رسول خدا(ص) به وي فرمود: تو اولين كسي از خانواده ام هستي كه به من خواهي پيوست. آيا دوست نداري كه ارجمندترين زنان بهشت باشي!(20)
صديقه، صديقه كبري
" صديقه" يعني كسي كه در راستگويي كامل است يا آن كه هرگز دروغ نگفته است. يا كسي كه سخن خود را با عمل خويش تصديق مي كند.(21)
مرتبه صديقين ، در رديف پيامبران وشهيدان است. اين مطلب را آيات بسياري روشن مي كنند كه از آن جمله اند: و من يطع الله و الرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين والصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا. (22)
اهل تسنن از عايشه روايتي را چنين نقل كرده اند : ما رأيت احداً اصدق من فاطمه (س) غير ابيها: پس از رسول خدا(ص) ، هرگز كسي را راستگوتر از فاطمه نديدم. (23)
طاهره
به معني پاكيزه، بي عيب، پاك و معصوم.
در حقيقت آيه شريفي كه در پاكيزه دانستن اهل بيت نازل شده است اين نام را براي حضرت زهرا(س) ثابت مي كند. خداي تعالي در سوره احزاب(آيه 33) مي فرمايد:" انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا" يعني خداوند چنين مي خواهد كه پليدي هر آلايش را از شما خاندان نبوت ببرد و از هر عيب پاكتان گرداند.
در اين مطلب، مفسران و محدثان شيعه وسني به گونه اي انبوه ، رواياتي ذكر كرده اند كه به مفاد آن ها معني اهل بيت هر چه باشد صديقه طاهره را شامل مي شود. (24)
والاترين حديث در مقام طهارت حضرت زهرا(س) حديث شريف كساء است كه شيعه وسني با ده ها سند صحت آن را تأييد كرده اند. بر پايه اين حديث، زماني رسول اكرم(ص) به خانه دخترش فاطمه(س) آمد و خود را در چيزي شبيه عبا پيچيد . زماني بعد اميرالمومنين علي(ع) و پس از وي حضرت مجتبي عليه السلام و حسين(ع) نزد حضرتش رفتند و آنگاه فاطمه (س) به پيش ايشان رفت. درهمين هنگام بود كه آيه تطهير ( انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت...) نازل شد.
عذرا
يعني آن بانو پيوسته همچون دوشيزگان بود.
از فرموده رسول خدا(ص) كه آن بانو را حوريه اي به صورت انسان معرفي كرده است بر مي آيد كه آن حضرت همچون حوريان بهشت پيوسته دوشيزه باقي خواهد ماند. چه آن كه حضرتش از طعام بهشتي آفريده شد. از امام صادق(ع) در آن باره پرسش شد كه چگونه حوريه بهشتي هر زمان كه همسرش نزد وي مي رود او را دوشيزه مي يابد؟ فرمود: چون او از ماده اي پاك آفريده شده و هيچ گونه فسادي به جسم وي راه نمي يابد و بدنش دچار آفتي نمي گردد...(25)
فاطمه
يعني آن كه خود و شيعيانش از آتش بازداشته ( و در امان نگاه داشته) شده اند.
يا به معني آن كه شر وبدي در وجود او راهي ندارد.
و به معني آن كه از طفوليت با علم، رشد يافته است.
شيخ صدوق در " علل الشرايع " و علامه مجلسي در" بحار الانوار" از امام باقر(ع) روايت كرده اند كه فرمود: چون فاطمه(س) متولد شد ، خداي عزوجل به يكي از فرشتگان وحي فرمود كه به زمين برود و اين نام را بر زبان پيغمبر جاري سازد و بدين ترتيب رسول خدا(ص) نام فاطمه(س) را براي نوزاد انتخاب فرمود.(26)
حضرت رضا عليه السلام از پدرش، و ايشان از رسول خدا(ص) نقل كرده اند كه فرمود: اي فاطمه، آيا مي داني چرا فاطمه ناميده شده اي ؟ علي پرسيد چرا؟ فرمود: زيرا كه وي و شيعيانش را از آتش بازداشته اند. (27)
اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود: شنيدم كه رسول خدا(ص) مي فرمود: فاطمه را فاطمه ناميده اند زيرا خداي تبارك و تعالي او و فرزندانش را از آتش بركنار داشته است. البته آن فرزنداني كه با ايمان از دنيا بروند و بر آنچه كه بر من نازل گرديده اعتقاد داشته باشند. (28)
امام صادق (ع) فرمود: او را فاطمه گفتند چون شر و بدي در وجود او راهي ندارد و اگر براي همسري اين بزرگوار، علي(ع) نبود تا قيامت كسي هم شأن ايشان يافت نمي شد. پس از رسول خدا(ص)، هرگز كسي را راستگوتر از فاطمه نديدم. (29)
مباركه
از نامهاي ديگر حضرت زهرا(س) و به معني وجود پر بركت است.
راغب در مفردات گويد: جايي كه خيرالهي به صورتي كه در خور نگهداري و شمارش و اندازه گيري نباشد و هر كسي به آن بنگرد فزوني محسوسي در آن ببيند گويند در آن بركت است و آن چيز مبارك است.
محدثه
يعني آن كه فرشتگان با او سخن گويند.
مرضيه (30)
يعني آن كه خداوند پيوسته از او و كردارش راضي است.
مريم كبري (31)
يعني مريم بزرگ
مقام وي در نزد مسلمانان، والاتر از مقامي است كه حضرت مريم(س) در نزد مسيحيان دارد. در اين باره ده ها روايت وجود دارد، از جمله آن كه رسول خدا(ص) فرمود: مريم ارجمندترين بانوي زمان خويش بود و فاطمه ارجمندترين بانوي همه زمانهاست. (32)
منصوره
يعني ياري شده از سوي پروردگار.
در تفسير فرات كوفي، نحوه خلقت حضرت زهرا عليه السلام از قول پيامبر اكرم نقل شده است كه جبرئيل سيب را به پيامبرداد و گفت: بخور كه آن نور وجود "منصوره" است كه درزمين فاطمه ناميده مي شود. گفتم اي جبرئيل، منصوره كيست؟ گفت: بانويي از صلب تو بيرون آيد و اسمش در آسمان منصوره و در زمين فاطمه باشد!(33)
نوريه (34)
يعني فاطمه وجودي از نور است و انوار او تا ابد آفاق زندگي بشريت را روشن مي سازد.
سلام خدا و فرشتگان و همه پاكان براو، روز ولادت، روز شهادتش و تا قيام قيامت.
-------------------------------
پ.ن:
1- امالي صدوق، ص 474، ح 18.
2- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
3- مناقب خوارزمي ، ص229.
4- المناقب ، ج 3، ص 32.
5- العوالم، ج 6، ص 37.
6- بحار الانوار، ج 43، ص 16/ المناقب، ج 3، ص 132.
7- المناقب، ج 3، ص 132؛ بحار الانوار، ج 43، ص 16.
8- معاني الاخبار، ص 54/ علل الشرايع، ص 181.
9و10- بحار الانوار، ج 43، ص 16
11- المناقب، ج 3، ص 133.
12- تفسير فرات كوفي ، ص 119، بحار الانوار، ج 43، ص 18.
13- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
14- سوره مريم، آيه 19.
15- سوره كهف، آيه 75.
16- سوره شمس ، آيه 10.
17- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
18- امالي، ص 245، حديث 12.
19- عوالم العلوم، ج 6، ص 46.
20- همان، ص 45.
21- لسان العرب و تاج العروس.
22- نساء ، آيه 68.
23- مستدرك حاكم، ج 3، ص 150/ حلية الاولياء، ابونعيم، ج 2، ص 41.
24- تاريخ خطيب بغدادي، ج 10، تفسير كشاف زمخشري، ج 1، ص 193/ اسدالغابة، ابن اثير، ج 2، ص 12/ درالمنثور،ابوبكر سيوطي، ج 5، ص 198.
25- فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت( ترجمه)، ص 123.
26- بحار الانوار، ج 43، ص 13.
27- همان، ص 14.
28- بحار الانوار، ج 43، صص 18و19.
29- همان، ص 10.
30- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
31- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
32- العوالم ، ج 6 ، صص 44-51.
33- العوالم، ج 6، صص 35-36.
34- المناقب، ج 3، ص 133
منبع: نشریه الکترونیکی بیتاب فاطمه (س)
سلام علی ریحانه النبی

این بار سلام به کسی دادم که می دونم جواب سلامم رو می ده ...
توی این ایام این میرزای حقیر رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید.