سلام
تو یه کتاب خوندم:
یه موش بعد از بیست سال فرار کردن یه روز ایستاد و پنج دقیقه فکر کرد!
گربه خوردش

نوشته شده توسط میرزا میثم در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
|
(سلام)
وقتی می گم کارشناسان و مسئولین فرهنگی ما (
. ... .) به تیریژ قبای آقایون بر می خوره
که البته فکر می کنم که نداریم (
کارشناس رو میگم) ولی تا دلتون بخواد مدیر و مسئول، البته تا زمان اجرا، زمان پاسخگویی که می رسه همه همدیگر رو
(فقط) نگاه می کنن.

خودتون بگید. اگه الفاظ پسوند و پیشوند آقایون رو پای نامه های اداریشون ننویسید، نامه رو نگاه هم نمی کنن چه رسد به اینکه جواب بدن. بعد انتظار دارن . . .
پ.ن.1: این مطلب نیز در ادامه پست معتاد نویسی نوشته شده.
پ.ن.2: ببخشید که به دلیل رعایت شئون اسلامی جملاتم ناقص می مونن.

نوشته شده توسط میرزا میثم در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
|
السلام علیک یا غریب الغربا
السلام علیک یا معین الضعفا و الفقرا
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)
و رحمه الله و برکاته

التماس دعا

نوشته شده توسط میرزا میثم در یکشنبه نوزدهم آبان 1387
|
سلام
جالب است بدانید با وجود این همه نیروی انسانی فعال بیکار در جامعه عزیزمون و حجم عظیم زباله های بازیافتی و این همه توان مهندسی و توانمندان داخلی کشور و با این همه ابداعات و اختراعات و اکتشافات و کسب رتبه بالا در تولید علم و ...

سطل آشغالامون رو از کشور های آلمان و اسپانیا و ایتالیا وارد می کنیم

واقعا این واحد رو باید نمونه معرفی کرد.
پ.ن: این خبر و توی ایستگاه راه آهن هنگام تخلیه سطلای خارجی دیدم و شنیدم و ...

نوشته شده توسط میرزا میثم در دوشنبه سیزدهم آبان 1387
|
سلام
واژگان تعریف نشده در سینما
1- تخصص
2- علم
3- حیا
4- صداقت
5- یکرنگی
6- ساده زیستی
7- یکرویی
8- صداقت
9- حیا
10- مردانگی
11- رفاقت
12- روراستی
13- ایمان
14- عفت کلام
15- تخصص
16- علم
17- هنر
18- و ...
هرکس هرچی میدونه اضافه بفرماید.
با تشکر

نوشته شده توسط میرزا میثم در یکشنبه چهاردهم مهر 1387
|
سلام
واقعا باید به این کارشناسان فرهنگی دست مریزاد گفت.
چقدر با دید خوب و کارشناسانه به مسایل (فقط) دقت می کنند و از تمام ابعاد اونها رو "میسنجن"!؟!. زحمت کشیدند، هزینه کردند، وقت گذاشتن، خلاقیت به خرج دادن و ... آخرش هر بچه ای توی خیابون از جلوی این بیلبورد رد میشه، به فکر فرو میره که:
" چرا پدر من معتاده؟"

پ.ن:پیدا کنید مواد فروش رو!؟

نوشته شده توسط میرزا میثم در سه شنبه هجدهم تیر 1387
|
(سلام)
سلامم رو توی پرانتز گذاشتم به احترام سوره توبه
در عجبم از آدمای حزب اللهی تر از خدا
هرچی که خدا "
ستار العیوبِ"
اینا ...
فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزكاة فاخوانكم في الدين و نفصل الآيات لقوم يعلمون (سوره توبه آيه 11)
اگر توبه كنند، نماز را برپا دارند، و زكات را بپردازند، برادر دينى شما هستند;و ما آيات
خود را براى گروهى كه مىدانند (و مىانديشند)، شرح مىدهيم!

نوشته شده توسط میرزا میثم در پنجشنبه سی ام خرداد 1387
|
سلام
غزل منتشر نشده حضرت امام خمينى (س)
غزل هجرت
آيد آن روز كه من هجرت از اين خانه كنم
از جهان پرزده در شاخ عدم لانه كنم
رسد آن حال كه در شمع وجود دلدار
بال و پرسوخته كار شب پروانه كنم
روى از خانقه و صومعه برگردانم
سجده بر خاك در ساقى ميخانه كنم
حالى حاصل نشد از موعظه صوفى و شيخ
رو به كوى صنعى واله و ديوانه كنم
گيسوى و خال لبت دانه و دامند چسان
مرغ دل فارغ از اين دام و از اين دانه كنم
شود آيا كه از اين بتكده بربندم رخت
پرزنان پشتبر اين خانه بيگانه كنم

نوشته شده توسط میرزا میثم در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
|
سلام
اين هم از ارتباطات جديد بوجود آمده در قرن جديد؟!

(به تلفن هم رحم نمي كنن)

نوشته شده توسط میرزا میثم در شنبه یازدهم خرداد 1387
|
سلام
چه تعريفي بهتر از اينكه:
"فاطمه فاطمه است."
پا نويسي: چه سعادتي نصيبم گشت كه در اين زمان بازگشتم!

نوشته شده توسط میرزا میثم در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
|